کلمه جو
صفحه اصلی

خواذ

لغت نامه دهخدا

خواذ. [ خ ِ ] ( ع اِ ) حدوث تب در وقت غیرمعلوم. منه : خواذ الحمی. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ) ( از اقرب الموارد ).

خواذ. [ خ ِ ] ( ع مص ) مصدر دیگر است برای مخاوذة. ( منتهی الارب ). رجوع به مخاوذة شود.

خواذ. [ خ ِ ] (ع اِ) حدوث تب در وقت غیرمعلوم . منه : خواذ الحمی . (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ) (از اقرب الموارد).


خواذ. [ خ ِ ] (ع مص ) مصدر دیگر است برای مخاوذة. (منتهی الارب ). رجوع به مخاوذة شود.



کلمات دیگر: