کلمه جو
صفحه اصلی

ده چوب

لغت نامه دهخدا

ده چوب. [ دِه ْ ] ( اِخ ) دهی است [ در کیماک ] بر کران آب نهاده و آبادان و اندر وی به تابستان مردم بسیار باشند. ( حدود العالم ).


کلمات دیگر: