کلمه جو
صفحه اصلی

ده صیاد

لغت نامه دهخدا

ده صیاد. [ دِه ْ ص َی ْ یا ] (اِخ ) دهی است از بخش میان کنگی شهرستان زابل . واقع در 5هزارگزی جنوب ده دوست محمد. سکنه ٔ آن 139 تن . آب آن از رودخانه ٔ هیرمند تأمین می شود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8).


ده صیاد. [ دِه ْ ص َی ْ یا ] ( اِخ ) دهی است از بخش میان کنگی شهرستان زابل. واقع در 5هزارگزی جنوب ده دوست محمد. سکنه آن 139 تن. آب آن از رودخانه هیرمند تأمین می شود. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).

ده صیاد. [ دِه ْ ص َی ْ یا ] ( اِخ ) دهی است از بخش میان کنگی شهرستان زابل. واقع در 15هزارگزی جنوب ده دوست محمد نزدیک مرزافغانستان. سکنه آن 335 تن. آب آن از رودخانه هیرمند تأمین می شود. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).

ده صیاد. [ دِه ْ ص َی ْ یا ] (اِخ ) دهی است از بخش میان کنگی شهرستان زابل . واقع در 15هزارگزی جنوب ده دوست محمد نزدیک مرزافغانستان . سکنه ٔ آن 335 تن . آب آن از رودخانه ٔ هیرمند تأمین می شود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8).



کلمات دیگر: