ارابن . [ اُ ب ِ ] (اِخ ) نام منزلی است بر ریگ توده ٔ مَبرک ، که از کوه جُهینة بر تنگه ٔ صفراء قرب مدینه منحدر است . (معجم البلدان ). منزلی است نزدیک وادی صفرا. (منتهی الارب ).
ارابن
لغت نامه دهخدا
ارابن. [ اُ ب ِ ] ( اِ ) درخت خطمی. ( مهذب الاسماء ).
ارابن. [ اُ ب ِ ] ( اِخ ) نام منزلی است بر ریگ توده مَبرک ، که از کوه جُهینة بر تنگه صفراء قرب مدینه منحدر است. ( معجم البلدان ). منزلی است نزدیک وادی صفرا. ( منتهی الارب ).
ارابن. [ اُ ب ِ ] ( اِخ ) نام منزلی است بر ریگ توده مَبرک ، که از کوه جُهینة بر تنگه صفراء قرب مدینه منحدر است. ( معجم البلدان ). منزلی است نزدیک وادی صفرا. ( منتهی الارب ).
ارابن . [ اُ ب ِ ] (اِ) درخت خطمی . (مهذب الاسماء).
کلمات دیگر: