کلمه جو
صفحه اصلی

تعکیه

لغت نامه دهخدا

( تعکیة ) تعکیة. [ ت َ ی َ ] ( ع مص ) ( از «ع ک و» ) بر شمشیر و نیزه ، پی تر رابستن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || ( از «ع ک ی » ) مردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

تعکیة. [ ت َ ی َ ] (ع مص ) (از «ع ک و») بر شمشیر و نیزه ، پی تر رابستن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || (از «ع ک ی ») مردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).



کلمات دیگر: