کلمه جو
صفحه اصلی

ارمینس

لغت نامه دهخدا

ارمینس . [ اَ رِ م ِ ن ِ ] (اِخ ) نام یکی از شاگردان هرمس و هرمس یکی از کتابهای خویش را در صنعت کیمیا بنام یا خطاب به او کرده است .


ارمینس. [ اِ ن ُ ] ( اِخ ) نام یکی از فلاسفه و مفسرین کتب قدما. ( ابن الندیم ). فیلسوفی است رومی و اهل زمان خویش از او استفاده میکردند و او بعضی کتب ارسطو را تشریح کرده است. ( تاریخ الحکمای قفطی ص 60 و 125 ).

ارمینس. [ ] ( اِخ ) معلم طب جالینوس. ( عیون الانباء ج 1 ص 36 و 82 ).

ارمینس. [ اَ رِ م ِ ن ِ ] ( اِخ ) نام یکی از شاگردان هرمس و هرمس یکی از کتابهای خویش را در صنعت کیمیا بنام یا خطاب به او کرده است.

ارمینس . [ ] (اِخ ) معلم طب جالینوس . (عیون الانباء ج 1 ص 36 و 82).


ارمینس . [ اِ ن ُ ] (اِخ ) نام یکی از فلاسفه و مفسرین کتب قدما. (ابن الندیم ). فیلسوفی است رومی و اهل زمان خویش از او استفاده میکردند و او بعضی کتب ارسطو را تشریح کرده است . (تاریخ الحکمای قفطی ص 60 و 125).



کلمات دیگر: