ارماس. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ رَمس. گورها.
ارماس. [ اِ ] ( ع مص ) دفن کردن مرده. ( منتهی الأرب ). در گور کردن. ( تاج المصادر بیهقی ).
ارماس. [ اِ ] ( ع مص ) دفن کردن مرده. ( منتهی الأرب ). در گور کردن. ( تاج المصادر بیهقی ).
ارماس . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ رَمس . گورها.
ارماس . [ اِ ] (ع مص ) دفن کردن مرده . (منتهی الأرب ). در گور کردن . (تاج المصادر بیهقی ).