بشتیری . [ ب ُ ] (ص نسبی ) منسوب به بشتیر گیلان . رجوع به بشتیر شود. (از معجم البلدان ) (از مرآت البلدان ).
بشتیری
لغت نامه دهخدا
بشتیری. [ ب ُ ] ( ص نسبی ) منسوب به بشتیر گیلان. رجوع به بشتیر شود. ( از معجم البلدان ) ( از مرآت البلدان ).
بشتیری. [ ب ُ ] ( اِخ ) شیخ زاهد صالح عبدالقادربن ابوصالح حنبلی بشتیری. وی به بغداد آمد و در نزد ابوسعد مخرمی در مدرسه او واقع در باب الازج فقه آموخت... وی بسال 479 هَ. ق. متولد شد و در 18 ربیعالاول سال 561 هَ. ق. درگذشت. ( از معجم البلدان ) ( از مرآت البلدان ).
بشتیری. [ ب ُ ] ( اِخ ) شیخ زاهد صالح عبدالقادربن ابوصالح حنبلی بشتیری. وی به بغداد آمد و در نزد ابوسعد مخرمی در مدرسه او واقع در باب الازج فقه آموخت... وی بسال 479 هَ. ق. متولد شد و در 18 ربیعالاول سال 561 هَ. ق. درگذشت. ( از معجم البلدان ) ( از مرآت البلدان ).
بشتیری . [ ب ُ ] (اِخ ) شیخ زاهد صالح عبدالقادربن ابوصالح حنبلی بشتیری . وی به بغداد آمد و در نزد ابوسعد مخرمی در مدرسه ٔ او واقع در باب الازج فقه آموخت ... وی بسال 479 هَ . ق . متولد شد و در 18 ربیعالاول سال 561 هَ . ق . درگذشت . (از معجم البلدان ) (از مرآت البلدان ).
کلمات دیگر: