کلمه جو
صفحه اصلی

استنثار

لغت نامه دهخدا

استنثار. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) بینی افشاندن. ( منتهی الارب ). بینی دمیدن. ( تاج المصادر بیهقی ). || آب در بینی کردن. ( منتهی الارب ): استنثر؛ استنشق الماء ثم استخرج ذلک بنفس الانف ، و منهم من یفرق بین الاستنشاق و الاستنثار، فیجعل الاستنشاق ایصال الماء و الاستنشاراخراج ما فی الانف من مخاط و غیره. ( اقرب الموارد ).

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] بینی افشاندن پس از استنشاق را استنثار می گویند و از آن به مناسبت در باب طهارت و صلات سخن رفته است.
به تصریح برخی، از مستحبات وضو، استنثار پس از استنشاق است.




کلمات دیگر: