کلمه جو
صفحه اصلی

املیسه

لغت نامه دهخدا

( املیسة ) املیسة. [ اِ س َ ] ( ع ص ) دشت خشک بی گیاه. املیس. ( از منتهی الارب ). رجوع به املیس شود.

املیسة. [ اِ س َ ] (ع ص ) دشت خشک بی گیاه . املیس . (از منتهی الارب ). رجوع به املیس شود.



کلمات دیگر: