کلمه جو
صفحه اصلی

املول

لغت نامه دهخدا

املول . [ اَ ] (اِخ ) ابن وایل بن غوث بن قطن بن عریب بن زهیربن ایمن بن همیسعبن حمیر. از اعراب است . (از معجم البلدان ).


املول . [اَ ] (اِخ ) از نواحی یمن است . (از معجم البلدان ).


املول. [اَ ] ( اِخ ) از نواحی یمن است. ( از معجم البلدان ).

املول. [ اَ ] ( اِخ ) ابن وایل بن غوث بن قطن بن عریب بن زهیربن ایمن بن همیسعبن حمیر. از اعراب است. ( از معجم البلدان ).


کلمات دیگر: