کلمه جو
صفحه اصلی

موظفین

فرهنگ فارسی

جمع موظف وظیفه داران ٠

لغت نامه دهخدا

موظفین. [ م ُ وَظْ ظَ ] ( ع ص ، اِ ) ج ِ موظف. وظیفه داران. || وظیفه خواران. ( ناظم الاطباء ). مستمری بگیران. || در اصطلاح اداری امروز، آن دسته از کارمندان که از خزانه دولت با ضوابطی خاص مقرری ماهانه به نسبتی از حقوق دوران خدمت خود دریافت میدارند.


کلمات دیگر: