کلمه جو
صفحه اصلی

املوکی

لغت نامه دهخدا

املوکی. [ اُ ]( ص نسبی ) منسوب است به املوک. ( از انساب سمعانی ).

املوکی. [ اَ ] ( اِخ ) ضحاک بن زمیل. از راویان حدیث است. ( از انساب سمعانی ).

املوکی . [ اَ ] (اِخ ) ضحاک بن زمیل . از راویان حدیث است . (از انساب سمعانی ).


املوکی . [ اُ ](ص نسبی ) منسوب است به املوک . (از انساب سمعانی ).



کلمات دیگر: