پوشیدن . پوشیده داشتن .
موارات
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
موارات. [ م ُ ] ( ع مص ) پوشیدن. پوشیده داشتن. پوشانیدن. نهان کردن. نهفتن. ( یادداشت مؤلف ). مستورداشتن خبر و غیر آن را اظهار کردن. نهان داشتگی : وقت کشف آن تلبیس نفرمودند و اغضا و مواراتی رفت. ( تاریخ جهانگشای جوینی ). رجوع به مواراة شود.
مؤاراة. [ م ُ آ ] ( ع مص ) منظم کردن و علف خورانیدن دواب در یک جا. ( منتهی الارب ). مؤارات. بستن ستور را با ستور دیگر در یک جا و علوفه دادن. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
مواراة. [ م ُ ] ( ع مص ) نهفتن چیزی را. ( منتهی الارب ). واپوشانیدن. ( ترجمان القرآن جرجانی چ دبیرسیاقی ص 96 ). پوشیدن. ( المصادر زوزنی ). پوشیدن.توریه. ستر کردن خبری و غیر آن را اظهار کردن. مدامسه. نهفتن. پنهان کردن. پوشانیدن. ( یادداشت مؤلف ). || ستیهیدن. ( ترجمان القرآن جرجانی ص 96 ).
مؤاراة. [ م ُ آ ] ( ع مص ) منظم کردن و علف خورانیدن دواب در یک جا. ( منتهی الارب ). مؤارات. بستن ستور را با ستور دیگر در یک جا و علوفه دادن. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
مواراة. [ م ُ ] ( ع مص ) نهفتن چیزی را. ( منتهی الارب ). واپوشانیدن. ( ترجمان القرآن جرجانی چ دبیرسیاقی ص 96 ). پوشیدن. ( المصادر زوزنی ). پوشیدن.توریه. ستر کردن خبری و غیر آن را اظهار کردن. مدامسه. نهفتن. پنهان کردن. پوشانیدن. ( یادداشت مؤلف ). || ستیهیدن. ( ترجمان القرآن جرجانی ص 96 ).
موارات . [ م ُ ] (ع مص ) پوشیدن . پوشیده داشتن . پوشانیدن . نهان کردن . نهفتن . (یادداشت مؤلف ). مستورداشتن خبر و غیر آن را اظهار کردن . نهان داشتگی : وقت کشف آن تلبیس نفرمودند و اغضا و مواراتی رفت . (تاریخ جهانگشای جوینی ). رجوع به مواراة شود.
کلمات دیگر: