( سلسله ) یا گورکانیان ایران (۷۷۱ ه. ق ۱۳۶۹/ م . - ۹۱۱ ه. ق . ۱۵٠٠ / م . ) امیر تیمور کشوری وسیع و دولتی عظیم ایجاد کرد و خطه ماورائ النهر را بمقامی از اهمیت رسانید که تا آن زمان هیچگاه بدان پایه نرسیده بود . سمرقند پایتخت مملکتی بزرگ شد که لا اقل اسما از دهلی تا دمشق و از دریاچه خوارزم ( آرال ) تا خلیج فارس وسعت داشت و چون فتوحات تیمور بیشتر جنبه یورش و هجوم داشت تا تسخیر واقعی غالب ممالک مفتوح بزودی از تصرف تیموریان خارج شد . با این حال ماورالنهر مدتی مرکز دولتی شد که قسمت اعظم ایران و افغانستان را علاوه بر ولایت ماورالنهر شامل بود . هنگامی که ممالک وسیع تیموری تجزیه یافت دوره هرج و مرج پیش آمد . بمحض اینکه تیمور مرد ترکان عثمانی و آل جلایر و ترکمانان در صدد تصرف ممالک از دست رفته خود بر آمدند مع هذا او لاد تیمور موفق شدند که شمال ایران را در مدت یک قرن جهت خود نگاه دارند ولی آنان غالبا با یکدیگر در نزاع بودند . با وجود این شاهرخ موفق شد که مناقشات اقوام خود را تا حدی رفع و قدرت و اعتبار مملکت را حفظ کند اما پس از مرگ او ممالکش بقسمتهای کوچکتر مجزا شد و بر اثر همین کیفیت صفویان و امرای شیبانی آنها را بمتصرفات خود ضمیمه کردند . با این حال خاندان تیموری از میان نرفت و شعبه اولاد بابر دولتی جدید در هندوستان تشکیل دادند که اروپاییان آنرا (( مغول کبیر ) ) نامند. افراد خاندان تیموری از این قرارند : تیمور (۸٠۷ -۷۷۱ ه. ق ) خلیل (۸۱۲ -۸٠۷ ) شاهرخ (۸۵٠ - ۸٠۷ ) الغ بیک (۸۵۳ - ۸۵٠ ) عبد اللطیف ( ۸۵۴ - ۸۵۳ ) عبد الله ( ۸۵۵ - ۸۵۴ ) ابو سعید ( ۸۷۲ - ۸۵۵ ) احمد ( ۸۹۹ - ۸۷۲ ) محمود ( ۹٠٠ - ۸۹۹ ) از ۹٠٠ تا ۹۱۱ دوره هرج و مرج . این سلسله بدست امرای شیبانی منقرض شد . تیموریان خدماتی هم کرده اند از آن جمله خلیل نوه تیمور - که بدو هیچگونه شباهتی نداشت - اهتمام کامل برفاه و سعادت مملکت معطوف داشت و خدماتی بعلم و ادب کرد . شاهرخ طرفدار جدی علوم و صنایع بود و مسجد بقعه رضوی که زیارتگاه شیعیانست از اوست . پسر او الغ بیک فرمان داد زیجی ترتیب دادند . حسین بن بایقرا نیز حامی علوم و ادبیات بود .
تیموریه
فرهنگ فارسی
پیشنهاد کاربران
تِیْموریّه، یا تیمور، عایشه عصمت ( 1256 - 1320ق/1840 - 1902م ) ، دختر اسماعیل پاشا تیمور و پیشوای نهضت ادبیات بانوان در مصر. مادرش ماهتاب، کنیزی آزادشده از نژاد چرکسی بود ( فوّاز، 303 ) ، اما خاندان پدری او در تاریخ شهرت بسزایی دارند. محمدبیگ تیمور کاشف کرد، جدّ عایشه، از افسران بلندپایۀ محمدعلی پاشا، خدیو مصر ( حک 1805 - 1848م ) بود. جدّ دیگر او، عبدالرحمان افندی استانبولی، رئیس منشیان دیوان همایونی در عهد سلطان سلیم سوم و از خواص محمدعلی پاشا بود ( نک : زیاده، عائشة. . . ، 24 - 25؛ نیز نک : فهمی، 4 - 5 ) . پدرش نیز از رجال نامی دورۀ محمدعلی و خدیواسماعیل و رئیس منشیان دیوان خدیوی بود ( همانجا ) و به 6 زبان ازجمله فارسی و ترکی تسلط داشت ( تیمور، 63 ) .
عایشه خواهر ناتنی احمدتیمور ( د 1930م ) که از مادری به نام مهریار زاده شد، صاحب بزرگ ترین کتابخانۀ شخصی در مصر و عمۀ محمدتیمور ( ه م ) و محمود تیمور ( ه م ) ، دو تن از ادبا و نویسندگان بنام عربی است ( نک : زیاده، «لم تمت. . . »، 36 - 37 ) . وی در خانواده ای مشهور و مرفه پرورش یافت و با اعضای خانوادۀ سلطنتی مصر و طبقات مختلف بانوان ارتباط داشت و تحولات کشورش را در عصر 7 تن از حکام آن، از محمدعلی پاشا تا عباس دوم شاهد بود ( همو، عائشة، 25؛ نیز نک : فهمی، 4 ) . وی به رغـم میل مادرش که می کوشید او را با هنرهای دستی بانوان اشراف، چون گلدوزی و خانه داری آشنا کند، بیشتر شیفتۀ خواندن و نوشتن بود. این امر موجب مشاجرات متعددی میان آن دو گردید؛ اما او سرانجام به یاری پدر روشن بین خود گام در وادی دانش و ادبیات نهاد. اسماعیل پاشا در آغاز، دو استاد به نامهای ابراهیم افندی مونس و خلیل افندی رجایی را برای آموزش قرآن، خوش نویسی، فقه، علم صرف و زبان فارسی به دخترش استخدام کرد ( فواز، همانجا؛ عقاد، 125 ) .
عایشه از 12 سالگی به مطالعۀ کتابهای ادبی و دیوانهای شاعران پرداخت و نزد پدر شاهنامۀ فردوسی و مثنوی مولوی را فرا گرفت و عربی، فارسی و ترکی خود را نیز تکمیل کرد ( زکی، 2/240 - 241؛ نیز نک : زیاده، همان، 51 ) . عایشه در 13 سالگی، نخستین شعر خود را سرود که به فارسی و در 3 مصراع بوده است ( با برخی اصلاحات ) :
ایا مهتاب تابنده شکوفه شد پراکنده
ترا بخشم خفارتها ]؟[ کدامت کرد پژمرده
چه داغ آن داغ جمر آسا چو بینم دسته آزرده
( نک : زکی، 2/241 ) . وی در 1271ق با محمودبیگ استانبولی ( یا محمد توفیق، نک : همو، 2/242 ) ، فرزند عبدالله افندی، کاتب سابق دیوان همایونی در آستانه ( استانبول ) ، ازدواج کرد، از شعر و شاعری دست شست و به خانه داری و تربیت فرزندان پرداخت ( فواز، همانجا ) . در 1289ق، پدر، و در 1292ق همسر خود را از دست داد ( همانجا ) . عایشه پس از آن، با تشویق دخترش توحیده دوباره به فراگیری نحو و عروض پرداخت و قصاید بلند و چندین زجل و موشح زیبا سرود و از مجموع آن اشعار، 3 دیوان به عربی، فارسی و ترکی فراهم آورد. هنوز دیوانها به چاپ نرسیده بود که توحیدۀ 18 ساله درگذشت و اندوهی کلان در دل مادر افکند. وی 7 سال در سوگ دختر نشست و از شعر و ادب دوری گزید تا اندکی بعد، با اصرار دوستان، دست از زاری کشید و سلامت خود را بازیافت. وی آنگاه درصدد جمع آوری بازماندۀ سروده های خویش برآمد که در این مدت پراکنده شده بودند و از مجموع آنها، دیوانی ترکی با نام شکوفه ( نک : دنبالۀ مقاله ) و دیوانی عربی به نام حلیلةالطراز منتشر ساخت ( همو، 303 - 304 ) ؛ اما او، به اعتراف صریح خود سروده های فارسی خویش را به سبب مرگ دخترش سوزانده است ( نک : زکی، 2/244؛ زیاده، همان، 64 ) .
مشوق اصلی او در جمع آوری و چاپ اشعار، فرزندش محمود بود؛ همچنین به خواهش همو بود که مادر قصاید سرورانگیزی نیز سرود ( زکی، 2/243 ) . او سالهای پایانی عمر خویش را به مطالعۀ تفسیر قرآن و احادیث نبوی پرداخت ( زیاده، همان، 65 ) . چون وی با اصول و تشریفات دربار به خوبی آشنا بود، مادر خدیو اسماعیل پاشا از او به عنوان مترجم و همراه
بستگان شاهان ایران استفاده می کرد ( همان، 71 ) .
عایشه را پس از فوت در گورستان قرافةالامام قاهره به خاک سپردند ( فهمی، 45 ) .
شعر عایشه: از سروده های محمود سامی بارودی ( د 1904م ) و محمود صفوت ساعاتی ( د 1880م ) که بگذریم، شعر عایشه در بالاترین سطحی قرار می گیرد که ادبای مصر در اواسط سدۀ 13ق/19م تا قیام عرابی پاشا، بدان دست یافته اند ( عقاد، 125 ) . دیوان عربی وی با عنوان حلیلةالطراز، نخستین بار پیش از 1289ق در قاهره به چاپ رسید ( زکی، همانجا ) . چاپ بعدی آن ( 1303م ) در 72 صفحه بود. در چاپ 1952م ( قاهره ) ، مقدمه ها و بررسیهای قدریه حسین، محمودتیمور، احمد کمال زاده ]نوۀ عایشه[، سهیر قلماوی، بنت الشاطیء و میّ زیاده بدان افزوده شده است ( داغر، 2/239؛ نیز نک : زیدان، 62 ) . از او دیوانی به زبان ترکی نیز با نام شکوفه ( یا کشوفه، نک : زیاده، همان، 91؛ زیدان، همانجا ) بر جای مانده که در 1312ق در استانبول، و 3 سال بعد در قاهره منتشر شده است و حاوی اشعاری به ترکی و نیز چند بیت به فارسی در رثای توحیده است ( زکی، همانجا ) .
عایشه تخلص شعری وی در سروده های عربی است. نام واقعی خود عصمت را تقریباً در پایان همۀ قصاید در دیوان شکوفه آورده است؛ او در نثر نام خانوادگی خود، تیمور را به کار می برد ( زیاده، همان، 93 ) . قصاید او، برخلاف سنت عربی هیچ گاه با «نسیب» و ذکر ویرانه های منزلگه یار آغاز نشده است.
میّ زیاده ( همان، 100 ) ، یکی از آفتهای شعر کلاسیک عرب را تقلید می داند که موجب شده است مضامین آن، در چند حوزه ( مانند مدح، هجو، فخر و. . . ) محدود بماند. این عیب به گمان او، آشکارا در شعر عایشه نیز جلوه می کند. به علاوه، شاعر عیب دیگر آثار کهن را که همانا بی سر و سامانی درون دیوانها ست، بر دیوان خود افزوده است. بدین سان وی بیشتر از صورتها و استعاره های قرضی کهن، برای بیان منظور خویش بهره گرفته است، نه از نیروی خلاق ذهنی خود.
زیاده مجموعۀ اشعار عایشه را به 5 دسته تقسیم می کند: 1. . . .
عایشه خواهر ناتنی احمدتیمور ( د 1930م ) که از مادری به نام مهریار زاده شد، صاحب بزرگ ترین کتابخانۀ شخصی در مصر و عمۀ محمدتیمور ( ه م ) و محمود تیمور ( ه م ) ، دو تن از ادبا و نویسندگان بنام عربی است ( نک : زیاده، «لم تمت. . . »، 36 - 37 ) . وی در خانواده ای مشهور و مرفه پرورش یافت و با اعضای خانوادۀ سلطنتی مصر و طبقات مختلف بانوان ارتباط داشت و تحولات کشورش را در عصر 7 تن از حکام آن، از محمدعلی پاشا تا عباس دوم شاهد بود ( همو، عائشة، 25؛ نیز نک : فهمی، 4 ) . وی به رغـم میل مادرش که می کوشید او را با هنرهای دستی بانوان اشراف، چون گلدوزی و خانه داری آشنا کند، بیشتر شیفتۀ خواندن و نوشتن بود. این امر موجب مشاجرات متعددی میان آن دو گردید؛ اما او سرانجام به یاری پدر روشن بین خود گام در وادی دانش و ادبیات نهاد. اسماعیل پاشا در آغاز، دو استاد به نامهای ابراهیم افندی مونس و خلیل افندی رجایی را برای آموزش قرآن، خوش نویسی، فقه، علم صرف و زبان فارسی به دخترش استخدام کرد ( فواز، همانجا؛ عقاد، 125 ) .
عایشه از 12 سالگی به مطالعۀ کتابهای ادبی و دیوانهای شاعران پرداخت و نزد پدر شاهنامۀ فردوسی و مثنوی مولوی را فرا گرفت و عربی، فارسی و ترکی خود را نیز تکمیل کرد ( زکی، 2/240 - 241؛ نیز نک : زیاده، همان، 51 ) . عایشه در 13 سالگی، نخستین شعر خود را سرود که به فارسی و در 3 مصراع بوده است ( با برخی اصلاحات ) :
ایا مهتاب تابنده شکوفه شد پراکنده
ترا بخشم خفارتها ]؟[ کدامت کرد پژمرده
چه داغ آن داغ جمر آسا چو بینم دسته آزرده
( نک : زکی، 2/241 ) . وی در 1271ق با محمودبیگ استانبولی ( یا محمد توفیق، نک : همو، 2/242 ) ، فرزند عبدالله افندی، کاتب سابق دیوان همایونی در آستانه ( استانبول ) ، ازدواج کرد، از شعر و شاعری دست شست و به خانه داری و تربیت فرزندان پرداخت ( فواز، همانجا ) . در 1289ق، پدر، و در 1292ق همسر خود را از دست داد ( همانجا ) . عایشه پس از آن، با تشویق دخترش توحیده دوباره به فراگیری نحو و عروض پرداخت و قصاید بلند و چندین زجل و موشح زیبا سرود و از مجموع آن اشعار، 3 دیوان به عربی، فارسی و ترکی فراهم آورد. هنوز دیوانها به چاپ نرسیده بود که توحیدۀ 18 ساله درگذشت و اندوهی کلان در دل مادر افکند. وی 7 سال در سوگ دختر نشست و از شعر و ادب دوری گزید تا اندکی بعد، با اصرار دوستان، دست از زاری کشید و سلامت خود را بازیافت. وی آنگاه درصدد جمع آوری بازماندۀ سروده های خویش برآمد که در این مدت پراکنده شده بودند و از مجموع آنها، دیوانی ترکی با نام شکوفه ( نک : دنبالۀ مقاله ) و دیوانی عربی به نام حلیلةالطراز منتشر ساخت ( همو، 303 - 304 ) ؛ اما او، به اعتراف صریح خود سروده های فارسی خویش را به سبب مرگ دخترش سوزانده است ( نک : زکی، 2/244؛ زیاده، همان، 64 ) .
مشوق اصلی او در جمع آوری و چاپ اشعار، فرزندش محمود بود؛ همچنین به خواهش همو بود که مادر قصاید سرورانگیزی نیز سرود ( زکی، 2/243 ) . او سالهای پایانی عمر خویش را به مطالعۀ تفسیر قرآن و احادیث نبوی پرداخت ( زیاده، همان، 65 ) . چون وی با اصول و تشریفات دربار به خوبی آشنا بود، مادر خدیو اسماعیل پاشا از او به عنوان مترجم و همراه
بستگان شاهان ایران استفاده می کرد ( همان، 71 ) .
عایشه را پس از فوت در گورستان قرافةالامام قاهره به خاک سپردند ( فهمی، 45 ) .
شعر عایشه: از سروده های محمود سامی بارودی ( د 1904م ) و محمود صفوت ساعاتی ( د 1880م ) که بگذریم، شعر عایشه در بالاترین سطحی قرار می گیرد که ادبای مصر در اواسط سدۀ 13ق/19م تا قیام عرابی پاشا، بدان دست یافته اند ( عقاد، 125 ) . دیوان عربی وی با عنوان حلیلةالطراز، نخستین بار پیش از 1289ق در قاهره به چاپ رسید ( زکی، همانجا ) . چاپ بعدی آن ( 1303م ) در 72 صفحه بود. در چاپ 1952م ( قاهره ) ، مقدمه ها و بررسیهای قدریه حسین، محمودتیمور، احمد کمال زاده ]نوۀ عایشه[، سهیر قلماوی، بنت الشاطیء و میّ زیاده بدان افزوده شده است ( داغر، 2/239؛ نیز نک : زیدان، 62 ) . از او دیوانی به زبان ترکی نیز با نام شکوفه ( یا کشوفه، نک : زیاده، همان، 91؛ زیدان، همانجا ) بر جای مانده که در 1312ق در استانبول، و 3 سال بعد در قاهره منتشر شده است و حاوی اشعاری به ترکی و نیز چند بیت به فارسی در رثای توحیده است ( زکی، همانجا ) .
عایشه تخلص شعری وی در سروده های عربی است. نام واقعی خود عصمت را تقریباً در پایان همۀ قصاید در دیوان شکوفه آورده است؛ او در نثر نام خانوادگی خود، تیمور را به کار می برد ( زیاده، همان، 93 ) . قصاید او، برخلاف سنت عربی هیچ گاه با «نسیب» و ذکر ویرانه های منزلگه یار آغاز نشده است.
میّ زیاده ( همان، 100 ) ، یکی از آفتهای شعر کلاسیک عرب را تقلید می داند که موجب شده است مضامین آن، در چند حوزه ( مانند مدح، هجو، فخر و. . . ) محدود بماند. این عیب به گمان او، آشکارا در شعر عایشه نیز جلوه می کند. به علاوه، شاعر عیب دیگر آثار کهن را که همانا بی سر و سامانی درون دیوانها ست، بر دیوان خود افزوده است. بدین سان وی بیشتر از صورتها و استعاره های قرضی کهن، برای بیان منظور خویش بهره گرفته است، نه از نیروی خلاق ذهنی خود.
زیاده مجموعۀ اشعار عایشه را به 5 دسته تقسیم می کند: 1. . . .
کلمات دیگر: