اتحادیه قبایل ماد در آغاز قرن نهم پ.م. تشکیلات میان قبیله ای بخشی از مردم ایران بود که علیه یک دشمن خارجی بنام آشور تأسیس یافت. در اینکه کدام یک از قبایل ایرانی جزو اتحادیهٔ مزبور بوده اند، از منابع آشوری اطلاعی بدست نمی توان آورد زیرا آشوریان غالباً از تقسیمات قبیله ای نواحیی که عرصهٔ لشکرکشیهای ایشان بوده است خود نیز اطلاعی نداشته اند. این منابع فقط از مادها چون واحدی کامل یاد می کنند و حال آنکه خاک آن ها به نواحی کوچک و مستقلی که در همان منابع مشروحاً نام برده شده است تقسیم می شده است.
بوسیان
پارتاکنیان
استروخاتیان
آریزانتیان
بودیان
مغان
همهٔ قبایل ایرانی جزو اتحادیهٔ قبایل نبودند و به همین سبب آشوریان برخی از ایشان را بنام مادای نمی خواندند. پهنهٔ خاکی که مشمول این اصطلاح می گردیده نوسانات مهمی کرده بود و ظاهراً این خود مطابق با تغییراتی بود که در ترکیب واقعی اتحادیهٔ قبایل صورت می گرفت.
نحوهٔ یادآوری آشوریان از مادها و اینکه همواره صفت مادهای نیرومند را دربارهٔ ایشان بکار می بردند نشان می دهد که اتحادیهٔ قبایل ماد مجموعاً عاملی را تشکیل می داده که آشوریان ناگزیر از آن حساب می بردند. بنابراین ناگزیریم که وجود اتحادیهٔ قبایل ماد را امری مسلّم بشماریم. نیروی ایشان هم در وجود همین اتحاد بود زیرا از لحاظ اقتصادی چندان مقتدر نبودند.
در پایان قرن ششم پ.م. هنوز ارتش ماد از مردم جدا نشده بود. اصطلاح کاره که در سنگ نبشته بیستون بکار رفته هم به معنی لشکر است و هم به معنی مردم سلحشور و ظاهراً داوطلبان جنگجوی قبایل. به گفته هرودوت - ۱/۱۰۳ - در قرن هشتم پیش از میلاد تقسیم بندی ارتش ماد از روی بستگی قبیله ای بود نه نوع سلاح. در قلمرو اتحادیه قبایل ماد افراد جامعه بطور کلی به دامداری اشتغال داشتند، گرچه از زراعت که برپایهٔ آبیاری مصنوعی نیز اطلاع داشتند. پرورش اسب اهمیت خاصی داشت.
بوسیان
پارتاکنیان
استروخاتیان
آریزانتیان
بودیان
مغان
همهٔ قبایل ایرانی جزو اتحادیهٔ قبایل نبودند و به همین سبب آشوریان برخی از ایشان را بنام مادای نمی خواندند. پهنهٔ خاکی که مشمول این اصطلاح می گردیده نوسانات مهمی کرده بود و ظاهراً این خود مطابق با تغییراتی بود که در ترکیب واقعی اتحادیهٔ قبایل صورت می گرفت.
نحوهٔ یادآوری آشوریان از مادها و اینکه همواره صفت مادهای نیرومند را دربارهٔ ایشان بکار می بردند نشان می دهد که اتحادیهٔ قبایل ماد مجموعاً عاملی را تشکیل می داده که آشوریان ناگزیر از آن حساب می بردند. بنابراین ناگزیریم که وجود اتحادیهٔ قبایل ماد را امری مسلّم بشماریم. نیروی ایشان هم در وجود همین اتحاد بود زیرا از لحاظ اقتصادی چندان مقتدر نبودند.
در پایان قرن ششم پ.م. هنوز ارتش ماد از مردم جدا نشده بود. اصطلاح کاره که در سنگ نبشته بیستون بکار رفته هم به معنی لشکر است و هم به معنی مردم سلحشور و ظاهراً داوطلبان جنگجوی قبایل. به گفته هرودوت - ۱/۱۰۳ - در قرن هشتم پیش از میلاد تقسیم بندی ارتش ماد از روی بستگی قبیله ای بود نه نوع سلاح. در قلمرو اتحادیه قبایل ماد افراد جامعه بطور کلی به دامداری اشتغال داشتند، گرچه از زراعت که برپایهٔ آبیاری مصنوعی نیز اطلاع داشتند. پرورش اسب اهمیت خاصی داشت.
wiki: اتحادیه قبایل ماد