کلمه جو
صفحه اصلی

مشاعره کردن

فرهنگ فارسی

نبرد کردن در خواندن شعر

لغت نامه دهخدا

مشاعره کردن. [ م ُ ع َ / ع ِ رَ / رِ ک َدَ ] ( مص مرکب ) نبرد کردن در شعر. ( ناظم الاطباء ). مسابقه در شعر خواندن از بر. و رجوع به مشاعرة شود.

پیشنهاد کاربران

همسرودن، همسُرایی کردن
hamsorayi


کلمات دیگر: