اتحادیه دموکراسی (انگلیسی: Union democracy) اتحادیه دموکراسی یک اصطلاح است که به اداره اتحادیه های کارگری اطلاق می شود، در اتحادیه دموکراسی شیوه انتخابات بگونه ای باید باشد که منافع اعضا از جانب مدیران اتحادیه به طور دقیق و حداکثر رعایت شود.
سازمان بین المللی کار- آزادی انجمن و حفاظت حق تشکیل کنوانسیون.
گزارشگری مدیریت کار و افشای اطلاعات، قانون شماره ۸۷ سال ۱۹۴۸ آمریکا.
اتحادیه تجارت قانون سال ۱۹۸۴ که هم اکنون در قانون اتحادیه تجارت و روابط کار سال ۱۹۹۲شماره ۷۲ بریتانیا منعکس است.
در سال ۱۹۱۱ یک جامعه شناس آلمانی بنام روبرت میشل گفت که عاقبت کار کلیه سازمان های دموکراتیک به اولیگارشی می انجامد. علت آن هم تعداد و ابعاد سازمان های جدید است ویا نیازهای تخصصی مقامات و ضرورت اینکه در این تقسیم کار به یک عده متخصص نیاز می شود که تلاش می کنند که خواست و نیات رهبران خود را درک و پیاده کنند. میشل استدلال می کرد که این (نوع سازمان های دموکراتیک) توسط قوانین آهنین اولیگارشی بلعیده می شوند. تمام گروه ها بدون در نظر گرفتن اینکه چقدر درابتدا دموکراتیک بودند یا نبودند در نهایت و به ناچار به دامن اولیگارشی و بوروکراسی می افتند. میشل خودش بعد از اینکه از حزب سوسیال دموکراتیک آلمان اخراج شد به ایتالیا مهاجرت کرد و به حزب فاشیست موسولینی پیوست. با این حال ایده او بعد از جنگ جهانی دوم محبوبیت و طرفدارانی پیدا کرد مخصوصاً بعد از اینکه توسط سه نفر بنام های سیمور مارتنین لیپست، ترو و جیمز ساموئل کولنا با انتشار کتابی با عنوان اتحادیه دموکراسی: سیاست های داخلی اتحادیه بین المللی چاپگران (۱۹۵۷) ایده او را رسانه ای کردند. در این کتاب اتحادیه بین المللی چاپگران ITU را از قانون عمومی میشل مستثنی می کنند، و اینکه شرایط ایجاب می کند که در درون اتحادیه ها یک اپوزیسیونی در مقابل رهبری اتحادیه شکل بگیرد تا به آن دموکراسی گفته شود. این بستگی به این دارد که رهبری کانال های ارتباطی خود را انحصاری نکند. لیپست و سایر همکاران او درک خود از دموکراسی را به وجود اپوزیسیون تشکل یافته محدود کرده اند. آن ها نسبت به شرایط اتحادیه ITU (اتحادیه بین المللی چاپگران) که آن را دموکراتیک ساخته است شک کردند، که اتوماتیکمان در سایر اتحادیه ها علائم خود را بارز می کند. در پی این موضوع بود که در سال ۱۹۵۹ ایالات متحده آمریکا قانون Landrum-Griffin را گذراند تا اصول دموکراسی در اتحادیه ها را حاکم کند.
اصول شامل:
سازمان بین المللی کار- آزادی انجمن و حفاظت حق تشکیل کنوانسیون.
گزارشگری مدیریت کار و افشای اطلاعات، قانون شماره ۸۷ سال ۱۹۴۸ آمریکا.
اتحادیه تجارت قانون سال ۱۹۸۴ که هم اکنون در قانون اتحادیه تجارت و روابط کار سال ۱۹۹۲شماره ۷۲ بریتانیا منعکس است.
در سال ۱۹۱۱ یک جامعه شناس آلمانی بنام روبرت میشل گفت که عاقبت کار کلیه سازمان های دموکراتیک به اولیگارشی می انجامد. علت آن هم تعداد و ابعاد سازمان های جدید است ویا نیازهای تخصصی مقامات و ضرورت اینکه در این تقسیم کار به یک عده متخصص نیاز می شود که تلاش می کنند که خواست و نیات رهبران خود را درک و پیاده کنند. میشل استدلال می کرد که این (نوع سازمان های دموکراتیک) توسط قوانین آهنین اولیگارشی بلعیده می شوند. تمام گروه ها بدون در نظر گرفتن اینکه چقدر درابتدا دموکراتیک بودند یا نبودند در نهایت و به ناچار به دامن اولیگارشی و بوروکراسی می افتند. میشل خودش بعد از اینکه از حزب سوسیال دموکراتیک آلمان اخراج شد به ایتالیا مهاجرت کرد و به حزب فاشیست موسولینی پیوست. با این حال ایده او بعد از جنگ جهانی دوم محبوبیت و طرفدارانی پیدا کرد مخصوصاً بعد از اینکه توسط سه نفر بنام های سیمور مارتنین لیپست، ترو و جیمز ساموئل کولنا با انتشار کتابی با عنوان اتحادیه دموکراسی: سیاست های داخلی اتحادیه بین المللی چاپگران (۱۹۵۷) ایده او را رسانه ای کردند. در این کتاب اتحادیه بین المللی چاپگران ITU را از قانون عمومی میشل مستثنی می کنند، و اینکه شرایط ایجاب می کند که در درون اتحادیه ها یک اپوزیسیونی در مقابل رهبری اتحادیه شکل بگیرد تا به آن دموکراسی گفته شود. این بستگی به این دارد که رهبری کانال های ارتباطی خود را انحصاری نکند. لیپست و سایر همکاران او درک خود از دموکراسی را به وجود اپوزیسیون تشکل یافته محدود کرده اند. آن ها نسبت به شرایط اتحادیه ITU (اتحادیه بین المللی چاپگران) که آن را دموکراتیک ساخته است شک کردند، که اتوماتیکمان در سایر اتحادیه ها علائم خود را بارز می کند. در پی این موضوع بود که در سال ۱۹۵۹ ایالات متحده آمریکا قانون Landrum-Griffin را گذراند تا اصول دموکراسی در اتحادیه ها را حاکم کند.
اصول شامل:
wiki: اتحادیه دموکراسی