کلمه جو
صفحه اصلی

قردد

لغت نامه دهخدا

قردد. [ ق َ دَ ] ( ع اِ ) زمین درشت بلند. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). ج ، قرادد، قرادید. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || اعلای پشت. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || ( اِمص ) سختی و تیزی سرما. ( منتهی الارب ). || ( اِ ) روی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). وجه. ( اقرب الموارد ).

قردد. [ ق َ دَ ] ( اِخ ) کوهی است. ( منتهی الارب ).

قردد. [ ق َ دَ ] (اِخ ) کوهی است . (منتهی الارب ).


قردد. [ ق َ دَ ] (ع اِ) زمین درشت بلند. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ج ، قرادد، قرادید. (منتهی الارب ) (آنندراج ). || اعلای پشت . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || (اِمص ) سختی و تیزی سرما. (منتهی الارب ). || (اِ) روی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). وجه . (اقرب الموارد).



کلمات دیگر: