کلمه جو
صفحه اصلی

قرجن

لغت نامه دهخدا

قرجن. [ ق ُ ج َ ] ( اِخ ) ابوکامل بصری گوید: دهی است از دههای ری. ( انساب سمعانی ).


کلمات دیگر: