کلمه جو
صفحه اصلی

قرتال

لغت نامه دهخدا

قرتال. [ ] ( اِخ ) قصبه و مرکز قضاست در شهر اسکدار از شهرهای ترکیه ، و در 19 هزارگزی جنوب شرقی اسکدار و در ساحل دریای مرمره قرار دارد. ( از قاموس الاعلام ترکی ).

قرتال. [ ] ( اِخ ) قضائی است درترکیه که قسمت جنوب غربی شبه جزیره «قوجه ایلی » را تشکیل میدهد. از مشرق به ککبوزه ، از شمال به شیله ، ازمغرب به قاضی کویی و از جنوب به دریای مرمره محدود است. این قضا 24 قریه دارد. ( از قاموس الاعلام ترکی ).

قرتال . [ ] (اِخ ) قصبه و مرکز قضاست در شهر اسکدار از شهرهای ترکیه ، و در 19 هزارگزی جنوب شرقی اسکدار و در ساحل دریای مرمره قرار دارد. (از قاموس الاعلام ترکی ).


قرتال . [ ] (اِخ ) قضائی است درترکیه که قسمت جنوب غربی شبه جزیره ٔ «قوجه ایلی » را تشکیل میدهد. از مشرق به ککبوزه ، از شمال به شیله ، ازمغرب به قاضی کویی و از جنوب به دریای مرمره محدود است . این قضا 24 قریه دارد. (از قاموس الاعلام ترکی ).



کلمات دیگر: