کلمه جو
صفحه اصلی

قرطسه

لغت نامه دهخدا

( قرطسة ) قرطسة. [ ق َ طَ س َ ] ( ع مص ) بنشانه رسیدن و رسانیدن. گویند: رمی فقرطس. ( منتهی الارب ).

قرطسة. [ ق َ طَ س َ ] (ع مص ) بنشانه رسیدن و رسانیدن . گویند: رمی فقرطس . (منتهی الارب ).



کلمات دیگر: