( قرطسة ) قرطسة. [ ق َ طَ س َ ] ( ع مص ) بنشانه رسیدن و رسانیدن. گویند: رمی فقرطس. ( منتهی الارب ).
قرطسه
لغت نامه دهخدا
قرطسة. [ ق َ طَ س َ ] (ع مص ) بنشانه رسیدن و رسانیدن . گویند: رمی فقرطس . (منتهی الارب ).
کلمات دیگر:
قرطسة. [ ق َ طَ س َ ] (ع مص ) بنشانه رسیدن و رسانیدن . گویند: رمی فقرطس . (منتهی الارب ).