کلمه جو
صفحه اصلی

خهر

لغت نامه دهخدا

خهر. [ خ ُ ] ( اِ ) وطن و زمین اصلی. مسکن. مأوا. ( از برهان قاطع ) ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ) :
چون بره باشم باشم بغم خانه و خهر
چون بشهر آیم باشم به بسیجیدن راه.
فرخی.


کلمات دیگر: