کلمه جو
صفحه اصلی

ادیث

لغت نامه دهخدا

ادیث. [ اِ ] ( اِخ ) زوجه لوط که طبق توریة بهنگام فرار بقصبه بالع، چون بعقب خود نگریست و آن برخلاف امر الهی بود به تمثالی از نمک مسخ گردید. رجوع به قاموس الاعلام در کلمه لوط شود.

ادیث. [ اِ ] ( اِخ ) ( سَنت... ) شاهزاده خانم انگلیسی دختر ادگار پادشاه انگلستان ( از غیر زن مشروع خود ). دو بار پس از مرگ پدر و برادر تاج و تخت انگلستان بدو خواستند داد و وی نپذیرفت و چون راهبه ای در صومعه معتکف گشت و انگلیسان او را مقام قدیس دهند ( 961 - 984م. ). ذکران وی در 16 سپتامبر است.

ادیث . [ اِ ] (اِخ ) زوجه ٔ لوط که طبق توریة بهنگام فرار بقصبه ٔ بالع، چون بعقب خود نگریست و آن برخلاف امر الهی بود به تمثالی از نمک مسخ گردید. رجوع به قاموس الاعلام در کلمه ٔ لوط شود.


ادیث . [ اِ ] (اِخ ) (سَنت ...) شاهزاده خانم انگلیسی دختر ادگار پادشاه انگلستان (از غیر زن مشروع خود). دو بار پس از مرگ پدر و برادر تاج و تخت انگلستان بدو خواستند داد و وی نپذیرفت و چون راهبه ای در صومعه معتکف گشت و انگلیسان او را مقام قدیس دهند (961 - 984م .). ذکران وی در 16 سپتامبر است .



کلمات دیگر: