بغوی و اسماعیلی او را در زمر. صحابه یاد کرده و حدیثی از وی آورده اند که گفت در جاهلیت نذر کردم گوشت کشت. شتر و گوسفند نخورم و شراب ننوشم . پیغمبر فرمودند گوشت را بخور شراب را مخور .
بشیر ثقفی
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
بشیر ثقفی . [ ب َ رِ ث َ ق َ ] (اِخ ) صحابی است . (منتهی الارب ). ابن شاهین و ابن عبدالبر او را یاد کرده اند و نام وی را بشر هم آورده اند. رجوع به الاصابة ج 1 ص 166 شود.
بشیر ثقفی. [ ب َ رِ ث َ ق َ ] ( اِخ ) صحابی است. ( منتهی الارب ). ابن شاهین و ابن عبدالبر او را یاد کرده اند و نام وی را بشر هم آورده اند. رجوع به الاصابة ج 1 ص 166 شود.
بشیر ثقفی. [ ب َ رِ ث َ ق َ ] ( اِخ ) بغوی و اسماعیلی او را در زمره صحابه یاد کرده و حدیثی از وی آورده اند که گفت در جاهلیت نذر کردم گوشت کشته شتر و گوسفند ( جزور ) نخورم و شراب ننوشم. پیغمبر فرمودند گوشت را بخور و شراب را مخور. رجوع به الاصابة ج 1 ص 166 شود.
بشیر ثقفی. [ ب َ رِ ث َ ق َ ] ( اِخ ) بغوی و اسماعیلی او را در زمره صحابه یاد کرده و حدیثی از وی آورده اند که گفت در جاهلیت نذر کردم گوشت کشته شتر و گوسفند ( جزور ) نخورم و شراب ننوشم. پیغمبر فرمودند گوشت را بخور و شراب را مخور. رجوع به الاصابة ج 1 ص 166 شود.
بشیر ثقفی . [ ب َ رِ ث َ ق َ ] (اِخ ) بغوی و اسماعیلی او را در زمره ٔ صحابه یاد کرده و حدیثی از وی آورده اند که گفت در جاهلیت نذر کردم گوشت کشته ٔ شتر و گوسفند (جزور) نخورم و شراب ننوشم . پیغمبر فرمودند گوشت را بخور و شراب را مخور. رجوع به الاصابة ج 1 ص 166 شود.
کلمات دیگر: