کلمه جو
صفحه اصلی

ارکاح

لغت نامه دهخدا

ارکاح. [ اِ ] ( ع مص ) اعتماد کردن. تکیه کردن. || تکیه دادن چیزی را. ( منتهی الأرب ). پشت بجای بازنهادن. ( تاج المصادر بیهقی ). || مضطر گردانیدن. ( منتهی الأرب ). مُلجاء کردن.

ارکاح. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ رُکح ، به معنی بینی کوه و کرانه و ناحیه آن. ( منتهی الأرب ). || خانه های راهبان. ( منتهی الأرب ).

ارکاح . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ رُکح ، به معنی بینی کوه و کرانه و ناحیه ٔ آن . (منتهی الأرب ). || خانه های راهبان . (منتهی الأرب ).


ارکاح . [ اِ ] (ع مص ) اعتماد کردن . تکیه کردن . || تکیه دادن چیزی را. (منتهی الأرب ). پشت بجای بازنهادن . (تاج المصادر بیهقی ). || مضطر گردانیدن . (منتهی الأرب ). مُلجاء کردن .



کلمات دیگر: