کلمه جو
صفحه اصلی

بطاء

لغت نامه دهخدا

بطاء. [ ب َ ] (ع ص ، اِ) ج ِ بطی ٔ. (منتهی الارب ) (مهذب الاسماء) (ناظم الاطباء). رجوع به بطی ٔ شود.


بطاء. [ ب ِ ] (ع مص ) درنگ کردن و آهستگی نمودن . (منتهی الارب ). درنگی شدن . (تاج المصادر بیهقی ). بُطء. و رجوع به این مصدر شود.


بطاء. [ ب ِ ] ( ع مص ) درنگ کردن و آهستگی نمودن. ( منتهی الارب ). درنگی شدن. ( تاج المصادر بیهقی ). بُطء. و رجوع به این مصدر شود.

بطاء. [ ب َ ] ( ع ص ، اِ ) ج ِ بطی ٔ. ( منتهی الارب ) ( مهذب الاسماء ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به بطی شود.


کلمات دیگر: