کلمه جو
صفحه اصلی

بشیتی

لغت نامه دهخدا

بشیتی . [ ب َ ] (ص نسبی ) منسوب به بشیت . رجوع به بشیت شود.


بشیتی. [ ب َ ] ( ص نسبی ) منسوب به بشیت. رجوع به بشیت شود.

بشیتی. [ ب َ ] ( اِخ ) ابوالقاسم خلف بن هبةاﷲ... بشیتی مکی. محدث بود و بسال 463 هَ. ق. در مکه درگذشت. ( از معجم البلدان ).و رجوع بهمان متن ، و اللباب فی تهذیب الانساب شود.

بشیتی . [ ب َ ] (اِخ ) ابوالقاسم خلف بن هبةاﷲ... بشیتی مکی . محدث بود و بسال 463 هَ . ق . در مکه درگذشت . (از معجم البلدان ).و رجوع بهمان متن ، و اللباب فی تهذیب الانساب شود.



کلمات دیگر: