کلمه جو
صفحه اصلی

خونیق

لغت نامه دهخدا

خونیق. ( اِخ ) دهی است جزء دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان اهر، واقع در یک هزار و پانصدگزی جنوب اهر و یک هزارگزی شوسه تبریز به اهر. دارای 685 تن سکنه. آب آن از دو رشته چشمه و راه مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).

دانشنامه عمومی

مختصات: ۳۸°۲۵′۵۲″ شمالی ۴۷°۰′۲۷″ شرقی / ۳۸٫۴۳۱۱۱°شمالی ۴۷٫۰۰۷۵۰°شرقی / 38.43111; 47.00750خونیق یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است
خونیق. (اِخ) دهی است جزء دهستان گویجه بل، بخش مرکزی شهرستان اهر، در ۵ کیلومتری جنوب اهر و یک هزار گزی شوسهٔ تبریز به اهر. دارای ۶۸۵ تن سکنه. آب آن از دو رشته چشمه و راه آسفالت است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).از مهم ترین و شاید سرشناس ترین افراد خونیق می توان از احمد والیون نام برد که از سلاطین بی چون و چرای میدان بعثت میباشد که نام و آوازه احمد والیون یکی از علل رونق گرفتن میدان بعثت میباشد


کلمات دیگر: