کلمه جو
صفحه اصلی

ارکاب

لغت نامه دهخدا

ارکاب . [ اِ ] (ع مص ) بزین آمدن ستور. (تاج المصادر بیهقی ). بر زین آمدن ستور. (زوزنی ). یعنی نزدیک بسواری رسیدن اسب کُرّه . (منتهی الأرب ). بزین درآمدن اسب . || ارکاب کسی را؛ ستور برنشستنی ، یعنی مرکب سواری دادن ، او را. برنشاندن . (زوزنی ). سوار کردن .


ارکاب. [ اِ ] ( ع مص ) بزین آمدن ستور. ( تاج المصادر بیهقی ). بر زین آمدن ستور. ( زوزنی ). یعنی نزدیک بسواری رسیدن اسب کُرّه. ( منتهی الأرب ). بزین درآمدن اسب. || ارکاب کسی را؛ ستور برنشستنی ، یعنی مرکب سواری دادن ، او را. برنشاندن. ( زوزنی ). سوار کردن.

ارکاب. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ رَکَب ، به معنی زهار، بن آن ، شرم زن و ظاهر آن.

ارکاب . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ رَکَب ، به معنی زهار، بن آن ، شرم زن و ظاهر آن .



کلمات دیگر: