"أسماء" و"ستّه" می باشد.
از آنجا که در زبان عربی، این شش اسم، دارای خصوصیتی در اعراب هستند به آنها به اعتبار تعدادشان، اسم های شش گانه اطلاق شده است. به همین جهت غالب عالمان نحویین تعبیر (أسماء سِتّه) را اسم عَلَم برای این شش اسم دانسته اند.
در میان عالمان نحو در تبیین مباحث "أسماء سِتّه"، دو رویکرد مشاهده می شود؛ بعضی "أسماء ستّه" را در علم "نحو"، باب "اسم"، مبحث "إعراب" بررسی کرده و این اسماء را از نظر ترتیب مباحث "اعراب"، بعد از مبحث "إعراب به حرکت" که اصل در إعراب بوده، در ذیل مبحث "إعراب به حروف" آورده اند. در مقابل بعضی مبحث إعراب را در علم "صرف"
به "أسماء سِتّه" پرداخته اند.
...
wikifeqh:
لغت به معنای اسم های شش گانه می باشد.
"أسماء سِتّه" در
اصطلاح علم نحو، به شش اسم اطلاق می شود که عبارت اند از: "أَب (پدر)، أخ (برادر)، حَم (نزدیکان همسر)، فَم (دهان)، ذو (صاحب و مالک) و هَن (هر چیزی که ذکر آن قبیح باشد و همچنین مطلق هر چیز)" که غالباً اعرابشان به حروف است. مانند: «اِشتَهَرَ أبُوکَ بِالفَضلِ»؛ در این مثال لفظ "أب" از أسماء ستّه،
فاعل و مرفوع بوده که علامت رفع آن به حرف "واو" است.
از آنجا که در زبان عربی، این شش اسم دارای خصوصیتی در اعراب هستند به آنها به اعتبار تعدادشان، اسم های شش گانه اطلاق شده است. به همین جهت غالب عالمان نحواین تعبیر (أسماء سِتّه) را اسم عَلَم برای این شش اسم دانسته اند.
در میان عالمان نحو در تبیین مباحث "أسماء سِتّه"، دو رویکرد مشاهده می شود؛ "أسماء ستّه" را در علم "نحو"، باب "اسم"، مبحث "إعراب" بررسی کرده و این اسماء را از نظر ترتیب مباحث "اعراب"، بعد از مبحث "إعراب به حرکت" که اصل در إعراب بوده، در ذیل مبحث "إعراب به حروف" آورده اند.
در "أسماء سته" هر دو نوع إعراب ("اعراب به حرکت" و "اعراب به حروف") بکار می رود. اعراب به حروف در این اسماء به اعتبار نوع حالت اعرابی به سه گونه است:
اعراب به حروف در این أسماء تابع شرایطی است که در صورت نبود آن شرایط، اعراب این أسماء به حروف نبوده بلکه اعراب آنها به
حرکت می باشد.
عالمان نحو، چهار شرط عمومی در اعراب به حروف برای این أسماء ذکر کرده اند که همه این اسماء در آن چهار شرط مشترک اند و با وجود همه این شروط، اعرابشان به حروف می باشد و در صورت فقدان هر یک از این شروط، إعراب این أسماء به حروف نبوده بلکه به حرکت خواهد بود. در کنار شرایط عمومی، شرائط اختصاصی نیز ذکر شده است که به دو لفظ "ذو" و "فَم" اختصاص دارد: