محله ای در بغداد ٠
بصلیه
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
بصلیة. [ ب َ ص َ لی ی َ ] (اِخ ) محله ای در بغداد. (ناظم الاطباء). و رجوع به الراضی ص 87 شود.
بصلیة. [ ب َ ص َ لی ی َ ] (ع اِ) نام عامیانه ٔ عنصل یا بصل بری است . (از اقرب الموارد ذیل عنصل ). و رجوع به بصل الفار شود.
( بصلیة ) بصلیة. [ ب َ ص َ لی ی َ ] ( ع اِ ) نام عامیانه عنصل یا بصل بری است. ( از اقرب الموارد ذیل عنصل ). و رجوع به بصل الفار شود.
بصلیة. [ ب َ ص َ لی ی َ ] ( اِخ ) محله ای در بغداد. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به الراضی ص 87 شود.
بصلیة. [ ب َ ص َ لی ی َ ] ( اِخ ) محله ای در بغداد. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به الراضی ص 87 شود.
کلمات دیگر: