کلمه جو
صفحه اصلی

گاودره

فرهنگ فارسی

دیه در سنندج

لغت نامه دهخدا

گاودره . [ دَرْ رَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کلاترزان بخش حومه ٔ شهرستان سنندج ، واقع در 30000گزی شمال باختری سنندج و 5000گزی تودارچم . کوهستانی سردسیر. دارای 14 تن سکنه . زبان کردی . آب آن از چشمه سار. محصول آنجا غلات ، لبنیات ، شغل اهالی زراعت و گله داری است . راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ، ج 5).


گاودره . [ دَرْ رَ ] (اِخ ) دهی است جزء ابهررود بخش ابهر شهرستان زنجان ، واقع در 24 هزارگزی شمال باختری ابهر و 6 هزارگزی شوسه ٔ زنجان به قزوین . کوهستانی سردسیر، دارای 348 تن سکنه . آب آن از رودخانه ٔ محلی و چشمه . محصول آنجا غلات ، انگور، قیسی ، بادام . شغل اهالی زراعت است .در روی کوههای شمال . آبادی در محلی موسوم بحوض آثارمخروبه ٔ ساختمان های قدیمی از قبیل برج قلعه و حمام و غیره که با آجر و ساروج بنا شده دیده میشود. راه آن مالرو و از قهوه خانه ٔ نصرآباد در فصل خشکی اتومبیل میتوان برد مزارع گونش خانی ، یورد، زرشکلی کیف بلاغی جُزء این ده است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2).


گاودره. [ دَرْ رَ ] ( اِخ ) دهی است جزء ابهررود بخش ابهر شهرستان زنجان ، واقع در 24 هزارگزی شمال باختری ابهر و 6 هزارگزی شوسه زنجان به قزوین. کوهستانی سردسیر، دارای 348 تن سکنه. آب آن از رودخانه محلی و چشمه. محصول آنجا غلات ، انگور، قیسی ، بادام. شغل اهالی زراعت است.در روی کوههای شمال. آبادی در محلی موسوم بحوض آثارمخروبه ساختمان های قدیمی از قبیل برج قلعه و حمام و غیره که با آجر و ساروج بنا شده دیده میشود. راه آن مالرو و از قهوه خانه نصرآباد در فصل خشکی اتومبیل میتوان برد مزارع گونش خانی ، یورد، زرشکلی کیف بلاغی جُزء این ده است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).

گاودره. [ دَرْ رَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان کلاترزان بخش حومه شهرستان سنندج ، واقع در 30000گزی شمال باختری سنندج و 5000گزی تودارچم. کوهستانی سردسیر. دارای 14 تن سکنه. زبان کردی. آب آن از چشمه سار. محصول آنجا غلات ، لبنیات ، شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ، ج 5 ).

دانشنامه عمومی

گاودره ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
گاودره (ابهر)
گاودره (سنندج)


کلمات دیگر: