کلمه جو
صفحه اصلی

سنبوق

لغت نامه دهخدا

سنبوق. [ سُم ْ ] ( ع اِ ) کشتی خرد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). کشتی خرد و ناو کوچک. ( ناظم الاطباء ).

دانشنامه عمومی

کشتی کوچک


سُنبوق گونه ای قایق بزرگ چوبی است که در خلیج فارس بکار می رود. سنبوق در گذشته بادبانی بود و دو یا سه بادبان داشت. امروز بیشتر سنبوق ها موتور دارند.
سنبوق را سنبوک، سمبوک، صنبوق, و چمبوری نیز می نامند. این واژه برگرفته از فارسی میانه سمبوک است.

پیشنهاد کاربران

در پهلوی " سنبک " به چم کرجی و زورق در نسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو .


کلمات دیگر: