فقر . نداشتن ثروت و مال . تهیدستی . ناداری .
بی مالی
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
بی مالی. ( ص مرکب ) فقر. نداشتن ثروت و مال. تهیدستی. ناداری :
شد ز بی مکسبی و بی مالی
ملک شه از مؤدیان خالی.
شد ز بی مکسبی و بی مالی
ملک شه از مؤدیان خالی.
نظامی.
پیشنهاد کاربران
بیماری در زبان ملکی گالی بشکرد
کلمات دیگر: