( بقاوة ) بقاوة. [ ب َ وَ ] ( ع مص ) بقاوت. نگریستن و نظر کردن بسوی کسی. || انتظار کردن کسی را و حفظ و نگاهبانی کردن کسی را. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ). || ابقه بقاوتک مالک ، یا ابقه بقوتک مالک ؛ نگاهدار او را چنانکه نگاه می داری مال خود را. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
بقاوه
لغت نامه دهخدا
بقاوة. [ ب َ وَ ] (ع مص ) بقاوت . نگریستن و نظر کردن بسوی کسی . || انتظار کردن کسی را و حفظ و نگاهبانی کردن کسی را. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (آنندراج ). || ابقه بقاوتک مالک ، یا ابقه بقوتک مالک ؛ نگاهدار او را چنانکه نگاه می داری مال خود را. (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
کلمات دیگر: