کلمه جو
صفحه اصلی

خیسیده

فارسی به انگلیسی

soaked, macerated

فرهنگ فارسی

( اسم ) ترشده مرطوب آبدیده .
خیس شده خیس خورده

لغت نامه دهخدا

خیسیده. [ دَ / دِ ] ( ن مف ) خیس شده. خیس خورده. نرم شده در آب. || بسیار ترشده. || ترنهاده. منقوع. ( یادداشت مؤلف ).


کلمات دیگر: