کلمه جو
صفحه اصلی

دیر عبدون

لغت نامه دهخدا

دیر عبدون. [ دَ رِ ع َ ] ( اِخ ) دیری است بسامراء جنب المطیرة واقع است. وجه تسمیه اش بدان سبب است که عبدون که مسیحی مذهب و برادر صاعدبن مخلد بود به این دیر بسیار رفت و آمد و عنایت داشت. برادر وی صاعد بر دست خلیفه الموفق اسلام آورد و او را وزیر خویش گردانید ابن المعتز خلیفه عباسی اشعاری درباره این دیر سروده است. ( از معجم البلدان ).

دیر عبدون. [ دَ رِ ع َ ] ( اِخ ) نام دیری بوده است نزدیک جزیره ابن عمر که نهر دجله میان آندو قرار داشته و اکنون مخروبه است. ( از معجم البلدان ).

دیر عبدون . [ دَ رِ ع َ ] (اِخ ) دیری است بسامراء جنب المطیرة واقع است . وجه تسمیه اش بدان سبب است که عبدون که مسیحی مذهب و برادر صاعدبن مخلد بود به این دیر بسیار رفت و آمد و عنایت داشت . برادر وی صاعد بر دست خلیفه الموفق اسلام آورد و او را وزیر خویش گردانید ابن المعتز خلیفه ٔ عباسی اشعاری درباره ٔ این دیر سروده است . (از معجم البلدان ).


دیر عبدون . [ دَ رِ ع َ ] (اِخ ) نام دیری بوده است نزدیک جزیره ٔ ابن عمر که نهر دجله میان آندو قرار داشته و اکنون مخروبه است . (از معجم البلدان ).



کلمات دیگر: