( بقلم آب خوردن ) کنایه از آب بسیار خوردن است
بقلم اب خوردن
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
( بقلم آب خوردن ) بقلم آب خوردن. [ ب ِ ق َ ل َ خوَر/ خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از آب بسیار خوردن است . ( آنندراج ) :
قانع بدستبوس شدن زآن جهان حُسن
از بحر تشنه را بقلم آب خوردن است.
قانع بدستبوس شدن زآن جهان حُسن
از بحر تشنه را بقلم آب خوردن است.
صائب ( از آنندراج ).
کلمات دیگر: