( بفعل آوردن ) بفعل آوردن. [ ب ِ ف ِ وَ دَ ] ( مص مرکب ) پدید کردن. بظهور آوردن. از مرحله قوه به فعل آوردن :
هر آنچ امروز بتواند بفعل آوردن از قوت
نیاز و عجز گر نبود ورا چه دی و چه فردا.
هر آنچ امروز بتواند بفعل آوردن از قوت
نیاز و عجز گر نبود ورا چه دی و چه فردا.
ناصرخسرو.
و رجوع به فعل شود.