زمان بسیار قدیم .
دیر کهن
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
دیر کهن. [ دَ رِ ک ُ هََ ] ( ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) زمان بسیار قدیم. ( یادداشت مؤلف ) :
هزار دگر بود خود ساخته
ز دیر کهن نغز پرداخته.
از زبان سوسن آزاده ام آمد بگوش
کاندرین دیر کهن کار سبکباران خوش است.
هزار دگر بود خود ساخته
ز دیر کهن نغز پرداخته.
فردوسی.
|| دنیا. ( یادداشت مؤلف ) : از زبان سوسن آزاده ام آمد بگوش
کاندرین دیر کهن کار سبکباران خوش است.
حافظ.
کلمات دیگر: