کلمه جو
صفحه اصلی

خیطه

لغت نامه دهخدا

( خیطة ) خیطة. [ خ َ طَ ] ( ع اِ ) میخ. || رسن. || خیط که با رسن انگبین چینان باشد. || جبه پشمین انگبین چینان. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ).

خیطة. [ خ َ طَ ] ( ع مص ) گذشتن بر کسی یا چیزی یکبار یا گذشتن بر وی بسرعت. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ).

خیطة. [ خ َ طَ ] (ع اِ) میخ . || رسن . || خیط که با رسن انگبین چینان باشد. || جبه ٔ پشمین انگبین چینان . (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ).


خیطة. [ خ َ طَ ] (ع مص ) گذشتن بر کسی یا چیزی یکبار یا گذشتن بر وی بسرعت . (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ).



کلمات دیگر: