کلمه جو
صفحه اصلی

تمراد

لغت نامه دهخدا

تمراد. [ ت ِ ] ( ع اِ ) خانه خرد جهت بیضه نهادن در اندرون خانه کبوتران. فاذا جعلت نسقاًبعضها فوق بعض ، فهی التمارید. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( از ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ).

تمراد. [ ت َ ] ( ع مص ) تمراد ساختن جهت کبوتران. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ).

تمراد. [ ت َ ] (ع مص ) تمراد ساختن جهت کبوتران . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء).


تمراد. [ ت ِ ] (ع اِ) خانه ٔ خرد جهت بیضه نهادن در اندرون خانه ٔ کبوتران . فاذا جعلت نسقاًبعضها فوق بعض ، فهی التمارید. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء) (از آنندراج ).



کلمات دیگر: