کلمه جو
صفحه اصلی

خیرانی

لغت نامه دهخدا

خیرانی. [ خ َ ] ( ص نسبی ) منسوب به خیران که از نواحی بیت المقدس است. ( از انساب سمعانی ).

خیرانی. [ خ َ ] ( ص نسبی ) منسوب است به خیران که نام اجدادی است. ( از انساب سمعانی ).

خیرانی. [ خ َ ] ( اِخ ) عبدالقادربن عبدالکریم خیرانی شفشاوی. او راست : سعدالشموس والاقمارو زبدة شریعةالنبی المختار که بسال 1310 هَ. ق. در290 صفحه به چاپ رسیده است. ( از معجم المطبوعات ).

خیرانی . [ خ َ ] (اِخ ) عبدالقادربن عبدالکریم خیرانی شفشاوی . او راست : سعدالشموس والاقمارو زبدة شریعةالنبی المختار که بسال 1310 هَ . ق . در290 صفحه به چاپ رسیده است . (از معجم المطبوعات ).


خیرانی . [ خ َ ] (ص نسبی ) منسوب است به خیران که نام اجدادی است . (از انساب سمعانی ).


خیرانی . [ خ َ ] (ص نسبی ) منسوب به خیران که از نواحی بیت المقدس است . (از انساب سمعانی ).



کلمات دیگر: