نوعی جماع کردن نوعی و طی کردن
خیز افتاد
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
خیزافتاد. [ اُ ] ( اِ مرکب ) نوعی جماع کردن. نوعی وطی کردن :
بماندم اندکی تا خوش بخسبد
که بسیاریش خیزافتاد کردم.
بماندم اندکی تا خوش بخسبد
که بسیاریش خیزافتاد کردم.
سوزنی.
کلمات دیگر: