زمینی که بعد باران کارند و بهمان نمی سبز گردد . و له بغره من العطائ لاتغیض یعنی او دائم العطائ است .
بغره
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
( بغرة ) بغرة. [ ب َ رَ / ب َ غ َرَ ] ( ع اِ ) زمینی که بعد باران کارند و بهمان نمی سبز گردد. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). و رجوع به الجماهر ص 25 و تذکره داود ضریر انطاکی ص 82 و الاوراق ص 277 شود. || و له بغرة من العطاء لاتغیض ؛ یعنی او دائم العطاء است. ( منتهی الارب ).
بغرة. [ ب َ رَ / ب َ غ َرَ ] (ع اِ) زمینی که بعد باران کارند و بهمان نمی سبز گردد. (منتهی الارب ) (از آنندراج ) (ناظم الاطباء). و رجوع به الجماهر ص 25 و تذکره ٔ داود ضریر انطاکی ص 82 و الاوراق ص 277 شود. || و له بغرة من العطاء لاتغیض ؛ یعنی او دائم العطاء است . (منتهی الارب ).
کلمات دیگر: