بقا یافتن
فارسی به انگلیسی
فرهنگ فارسی
به یافتن ٠ افلاح
لغت نامه دهخدا
بقا یافتن. [ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) به یافتن. افلاح. ( زوزنی ) :
گر خردمندبقا یافتی از سفله جهان
همه عیبش هنرستی سوی دانا ببقاش.
زیرا که بقا علت فنا نیست.
گر خردمندبقا یافتی از سفله جهان
همه عیبش هنرستی سوی دانا ببقاش.
ناصرخسرو.
فانی نشود هرچه کان بقا یافت زیرا که بقا علت فنا نیست.
ناصرخسرو.
کلمات دیگر: