کلمه جو
صفحه اصلی

تمسیه

لغت نامه دهخدا

( تمسیة ) تمسیة. [ ت َ ی َ ] ( ع مص ) کیف امسیت گفتن کسی را؛ یعنی ، چگونه شام کردی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || مساک اﷲ بالخیر گفتن. ( تاج المصادر بیهقی ). مساک اﷲ بالخیر گفتن ؛ یعنی ، بخیر شام کند خدای ترا. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || شبانگاه چیزی آوردن و شبانگاه آوردن. ( تاج المصادر بیهقی ).

تمسیة. [ ت َ ی َ ] (ع مص ) کیف امسیت گفتن کسی را؛ یعنی ، چگونه شام کردی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || مساک اﷲ بالخیر گفتن . (تاج المصادر بیهقی ). مساک اﷲ بالخیر گفتن ؛ یعنی ، بخیر شام کند خدای ترا. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || شبانگاه چیزی آوردن و شبانگاه آوردن . (تاج المصادر بیهقی ).


دانشنامه عمومی

تمسیه (به زبان آمازیغی ⵜⵎⵙⵙⵢⴰ به زبان عربی التمسیة) شهری است در استان انزکان آیت ملول در منطقه سوس ماسه در مراکش.
ویکی پدیای عربی التمسیة
جمعیت آن بیش از دو ۲۶۰۰۰ نفر است و مردم آن بیشتر از تبار آمازیغ هستند.


کلمات دیگر: