بغنج. [ ب ُ غ ُ ] ( اِ ) تخم گشنیز. ( ناظم الاطباء ).
بغنج. [ ] ( ع اِ )فروشندگانی که تعارف بسیار کنند و در برابر قیمت پیشنهاد شده مدتها مقاومت میکنند. ( از دزی ج 1 ص 101 ).
بغنج. [ ] ( ع اِ )فروشندگانی که تعارف بسیار کنند و در برابر قیمت پیشنهاد شده مدتها مقاومت میکنند. ( از دزی ج 1 ص 101 ).