کلمه جو
صفحه اصلی

بزال

لغت نامه دهخدا

بزال. [ ب ِ ] ( ع اِ ) آهنی که بدان سوراخ های مبزل شراب و یا سوراخ آوند شراب را گشایند. ( ناظم الاطباء ). سوراخی که بدان مبزل شراب گشایند. ( منتهی الارب ). مته که بدان پیت شراب سوراخ کنند. ( یادداشت بخط دهخدا ).

بزال. [ ب ُ ] ( ع اِ ) سوراخی که در آوند شراب کنند تا برآید. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). آنجا که سوراخ کنند از چلیک و پیت شراب تا شراب از آن بیرون کند. ( یادداشت بخط دهخدا ).

بزال . [ ب ِ ] (ع اِ) آهنی که بدان سوراخ های مبزل شراب و یا سوراخ آوند شراب را گشایند. (ناظم الاطباء). سوراخی که بدان مبزل شراب گشایند. (منتهی الارب ). مته که بدان پیت شراب سوراخ کنند. (یادداشت بخط دهخدا).


بزال . [ ب ُ ] (ع اِ) سوراخی که در آوند شراب کنند تا برآید. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). آنجا که سوراخ کنند از چلیک و پیت شراب تا شراب از آن بیرون کند. (یادداشت بخط دهخدا).



کلمات دیگر: